مؤلف مجهول
214
تاريخ سيستان
پس سپاه على هزيمت كردند و على بن الحسين بن قريش نيز گرفته شد و اسير ماند ، اندر جمادى الاولى سنهء خمس و خمسين و مائتين . و على نبيرهء قريش بن شبل بود كه قريش بدان گفتند . و مالهاء بسيار بدست يعقوب افتاد اندر دو حرب كه آن را عدد و احصاء نبود . [ 1 ] پس از آنجا سوى المعتز باللَّه هديه هاء بسيار فرستاد ، مركبان نيكو و بازان شكارى و جامهاء مرتفع و مشك و كافور و آنچه ملوك را بايد ، و ز آنجا بسيستان بازگشت ، و بسيستان اندر آمد روز پنج شنبه پنج روز باقى از رجب سنهء خمس و خمسين و مائتين . و كشته شد المعتز باللَّه هم اندرين ماه كه ياد كرديم . ( نشستن المهتدى باللَّه بخلافت ) [ پس از وى خلافت ] المهتدى باللَّه را داده شد . و او محمد بن هرون بود . مهتدى ، محمد بن عبد الله بن طاهر را هم بر خراسان بداشت . چون يعقوب با اين بزرگى و مال از پارس اندر آمد و على بن الحسين بن قريش را و طوق بن المغلس را اسير از پيش بر بنه اندر آوردند ، و پنجهزار اشتر و هزار استر دون خر و رمك [ 2 ] اسب تازى و ديگر مالها . مردمان شادى كردند و [ يعقوب ] بسيستان آرام گرفت . و ابو محمد عثمان بن عفان كشته شد [ 3 ] ، غرهء شوال سنهء خمس و خمسين و مائتين ، و مردم [ 4 ] بزرگ
--> [ 1 ] در تاريخ طبرى ، جنگ كرمان و شيراز يعقوب را از قول شخصى كه خود در آن حربها بوده ذكر مىكند و ازين تاريخ فوت شده و ما نظر باهميت موضوع آن را در اين كتاب ترجمه ميكنيم . ( تعليقات - رجوع شود ) [ 2 ] رمك : اصل لغت « رمه » است ، چه لغاتى كه آخر آنها حروف غير مصوته و هاآت غير ملفوظ است در زبان پهلوى بكاف ختم مىشده است . [ 3 ] ظ : گذشته شد ، يعنى وفات يافت ، زيرا اگر كشته شده بود سبب قتلش را اين تاريخ مسكوت نمىگذاشت و دليلى هم نداريم كه مرد قاضى و عظيم القدرى كشته شود و مورخ سكوت كند . [ 4 ] كذا . . . اگر چه « مردم » بيشتر در قديم بمعنى مفرد آمده و مردمان جمع ، ليكن در اينجا محتمل است در اصل « مردى » و يا « مرد » بوده است .